زینب جلیلیان، نویسنده و فعال فرهنگی در یادداشتی نوشت: یکصد و چهل و سومین نشست از سلسله نشستهای تخصصی «سفرنامهخوانی هرمز اردشیر» با موضوع «تأثیر سفرنامهها بر مطالعات و پژوهشهای باستانشناسی» در خانه سازمانهای مردمنهاد اهواز برگزار شد. این نشست فرصتی برای بررسی نقش سفرنامهها و روایتهای تاریخی در شناخت محوطههای باستانی، تحولات شهری، ساختارهای اقتصادی و جنبههای مختلف زندگی اجتماعی در خوزستان بود؛ سرزمینی که بخش مهمی از گذشته آن را میتوان در کنار یافتههای میدانی، در لابهلای اسناد تاریخی و نوشتههای سیاحان جستوجو کرد.
سفرنامهها تنها روایتهایی از مسیر سفر و مشاهدات جهانگردان نیستند؛ این متون گاه اطلاعاتی ارزشمند درباره آثار تاریخی، محوطههای باستانی، مناسبات اجتماعی، وضعیت اقتصادی و حتی منابع طبیعی مناطق مختلف در اختیار پژوهشگران قرار میدهند. از همین رو، بازخوانی آنها میتواند به تکمیل دادههای باستانشناسی و ارائه تصویری دقیقتر از گذشته تاریخی یک سرزمین کمک کند.
مهرگان؛ پیوند فرهنگ و حافظه تاریخی
نشست یکصد و چهل و سوم سفرنامهخوانی هرمز اردشیر با حالوهوایی فرهنگی و آیینی آغاز شد. همزمانی این برنامه با هفته گردشگری و جشن مهرگان، فرصتی برای توجه دوباره به سنتهای کهن ایرانی و پیوند آنها با هویت فرهنگی جامعه فراهم کرد.
در بخش آغازین، مریم رضافر و سپیده فتحی بخشهایی از کتاب «جشنهای ایرانی» و دهمین یشت اوستا، موسوم به «مهر یشت»، را قرائت کردند. این بخش، ضمن یادآوری پیشینه آیینهای ایرانی، فضای نشست را با مفهوم پاسداشت میراث ناملموس و انتقال سنتهای فرهنگی به نسلهای آینده پیوند داد.
در ادامه، مجتبی گهستونی، بنیانگذار و گرداننده نشستهای سفرنامهخوانی هرمز اردشیر، ضمن خوشامدگویی به حاضران، از حضور فرامرز تطهیر مقدم، مدیرکل پیشین میراث فرهنگی خوزستان در دهه ۱۳۷۰، قدردانی کرد.
گهستونی با اشاره به اهمیت استمرار چنین گردهماییهایی، بر ضرورت پیوند میان نسل امروز و حافظه تاریخی منطقه تأکید داشت؛ پیوندی که میتواند از طریق مطالعه منابع مکتوب، بازخوانی روایتهای تاریخی و گفتوگو میان پژوهشگران، فعالان فرهنگی و علاقهمندان میراث فرهنگی تقویت شود.
باستانشناسی خوزستان در آینه اسناد تاریخی
بخش علمی نشست با سخنرانی احسان بارانی، باستانشناس، ادامه یافت. او در آغاز، با ارائه مطالبی درباره باستانشناسی خوزستان و نمایش نقشهها، کروکیها و تصاویر تاریخی، به معرفی بخشی از جغرافیای تاریخی منطقه و تغییرات شهرها و سکونتگاههای آن در گذر زمان پرداخت.
استفاده از اسناد تصویری و نقشههای تاریخی، امکان مقایسه میان وضعیت گذشته و امروز مناطق مختلف را فراهم میکند و نشان میدهد که شناخت دقیق محوطههای باستانی، تنها با اتکا به دادههای حاصل از کاوشهای میدانی امکانپذیر نیست. گاهی یک توصیف کوتاه در سفرنامهای قدیمی یا اشارهای به موقعیت یک اثر تاریخی، میتواند سرنخی برای بررسیهای تازه و بازنگری در شناخت پیشین پژوهشگران باشد.
بارانی در بخشی از سخنان خود، با گرامیداشت یاد و نام زندهیاد عزتالله نگهبان، از چهرههای برجسته و پیشگام باستانشناسی ایران، بر اهمیت پاسداشت میراث علمی پیشینیان و استمرار مسیر پژوهشی آنان تأکید کرد.
از نگاه او، باستانشناسان برای دستیابی به نتایجی دقیقتر، باید در کنار بررسی لایههای باستانشناختی و دادههای حاصل از کاوش، پیشینه پژوهشهای انجامشده را نیز با دقت مطالعه کنند. مراجعه به گزارشهای تاریخی، سفرنامهها و منابع مکتوب میتواند زمینه شناخت بهتر محوطهها، تعیین موقعیت آثار و تفسیر دقیقتر یافتههای باستانشناسی را فراهم آورد.
این رویکرد بهویژه در خوزستان اهمیت دارد؛ منطقهای که در طول تاریخ، به دلیل موقعیت جغرافیایی، منابع طبیعی، ارتباطات تجاری و شکلگیری مراکز مهم تمدنی، مورد توجه سیاحان، بازرگانان، مبلغان مذهبی و پژوهشگران ایرانی و خارجی قرار داشته است.
از روایت سیاحان اروپایی تا رازهای تاریخی ارجان
یکی از محورهای اصلی این نشست، بررسی خوزستان در سفرنامههای اروپایی و مطالعه نگاه جهانگردان و دیگر بازدیدکنندگان خارجی به ساختارهای شهری، اقتصادی و اجتماعی منطقه بود.
روایتهای بهجامانده از این سفرها، بسته به زمان نگارش، هدف سفر و زمینه فکری نویسنده، اطلاعات متفاوتی درباره شهرها، راههای ارتباطی، بناها، شیوه زندگی مردم و وضعیت اقتصادی مناطق ارائه میکنند. کنار هم قرار دادن این روایتها و سنجش آنها با دیگر اسناد تاریخی و یافتههای میدانی، میتواند به شناخت دقیقتر تحولات تاریخی خوزستان کمک کند.
در این میان، ارجان و محدوده تاریخی آن نیز از موضوعات مورد توجه نشست بود. بازخوانی گزارشهای سفرنامهنویسان و بررسی اشارههای آنان به محوطهها و آثار تاریخی، این پرسش را پیش میکشد که روایتهای اولیه تا چه اندازه در شناسایی و توجه پژوهشگران به محوطههای باستانی مؤثر بودهاند.
اهمیت این منابع در آن است که برخی از سفرنامهها، اطلاعاتی درباره وضعیت آثار در دورهای مشخص ثبت کردهاند؛ اطلاعاتی که ممکن است امروز برای مقایسه وضعیت تاریخی و معاصر یک محوطه یا بررسی تغییرات محیطی و انسانی آن سودمند باشد.
البته بهرهگیری از این روایتها نیازمند بررسی انتقادی است. هر سفرنامه باید در بستر تاریخی خود خوانده شود و اطلاعات آن با سایر منابع و شواهد باستانشناختی سنجیده شود؛ زیرا مشاهدات شخصی، محدودیتهای دانش نویسنده و شرایط سفر میتوانند بر دقت و نوع روایت تأثیر بگذارند.
قیر و نفت؛ نشانههایی از اقتصاد و جغرافیای تاریخی خوزستان
اشاره به منابع طبیعی خوزستان در سفرنامهها، از دیگر موضوعات مطرحشده در این نشست بود. بررسی گزارشهای مربوط به چشمههای قیر، منابع نفت و دیگر ظرفیتهای طبیعی منطقه میتواند به شناخت بهتر جایگاه این سرزمین در اقتصاد تاریخی و مناسبات انسانی کمک کند.
خوزستان به دلیل برخورداری از منابع طبیعی و قرار گرفتن در مسیرهای ارتباطی و تجاری مهم، در دورههای مختلف تاریخی از ویژگیهای اقتصادی و جغرافیایی قابلتوجهی برخوردار بوده است. مطالعه روایتهای تاریخی درباره این منابع، در کنار بررسیهای زمینشناختی و باستانشناختی، میتواند اطلاعاتی درباره چگونگی شناخت، بهرهبرداری و اهمیت اقتصادی آنها در دورههای گذشته فراهم کند.
از این منظر، سفرنامهها تنها منابعی برای شناخت بناها و آثار تاریخی نیستند، بلکه میتوانند در بررسی تاریخ اقتصادی، مناسبات اجتماعی و چگونگی ارتباط جوامع انسانی با محیط طبیعی نیز نقش داشته باشند.
در مقابل، نادیده گرفتن این منابع ممکن است بخشی از زمینههای تاریخی یک محوطه یا منطقه را از دید پژوهشگران پنهان نگه دارد. به همین دلیل، مطالعه سفرنامهها باید بهعنوان بخشی از فرایند پژوهش تاریخی و باستانشناختی مورد توجه قرار گیرد، نه فعالیتی حاشیهای و جدا از مطالعات میدانی.
گفتوگو درباره تاریخ شفاهی و ضرورت بازخوانی گذشته
در بخش پایانی نشست، جمعی از فعالان و علاقهمندان حوزه فرهنگ و تاریخ خوزستان به تبادل نظر پرداختند. محمدعلی هدایت، غلامرضا بهنیا، مهدی داوودی، فریدون کرایی، مجتبی گهستونی و فرامرز تطهیر مقدم از جمله حاضران و مشارکتکنندگان در این بخش بودند که دیدگاههای خود را درباره موضوعات مطرحشده بیان کردند.
گفتوگوهای پایانی، زمینهای برای طرح دیدگاههای گوناگون درباره تاریخ شفاهی خوزستان و ارتباط آن با منابع مکتوب فراهم کرد. تاریخ شفاهی، با ثبت خاطرات و تجربههای زیسته افراد، میتواند بخشهایی از زندگی اجتماعی و فرهنگی را روشن کند که در اسناد رسمی کمتر بازتاب یافتهاند. در کنار آن، سفرنامهها و دیگر منابع تاریخی امکان مقایسه روایتهای فردی با گزارشهای ثبتشده در دورههای گذشته را فراهم میکنند.
ترکیب این منابع با یافتههای باستانشناسی، میتواند تصویری چندوجهی از تاریخ منطقه ارائه دهد؛ تصویری که در آن، آثار مادی، اسناد مکتوب و حافظه جمعی یکدیگر را تکمیل میکنند.
از کتابخانه سفرنامهها تا میدان کاوش
نشست یکصد و چهل و سوم سفرنامهخوانی هرمز اردشیر بار دیگر اهمیت منابع مکتوب را در مطالعات تاریخی و باستانشناختی یادآور شد. سفرنامهها، اگر با رویکردی انتقادی و در کنار دیگر شواهد بررسی شوند، میتوانند سرنخهایی ارزشمند برای شناسایی آثار، بازخوانی تحولات تاریخی و درک بهتر شرایط اجتماعی و اقتصادی گذشته در اختیار پژوهشگران قرار دهند.
در سرزمینی مانند خوزستان که از پیشینهای تمدنی و تاریخی برخوردار است، توجه به این منابع میتواند به غنای پژوهشهای باستانشناسی و شناخت دقیقتر هویت تاریخی منطقه کمک کند. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر آشکار میشود که بدانیم بخشی از اطلاعات ثبتشده در سفرنامههای قدیمی ممکن است به وضعیت آثاری اشاره داشته باشد که در گذر زمان تغییر کردهاند یا امروز شناسایی آنها با دشواری روبهرو است.
از سوی دیگر، استمرار نشستهای تخصصی در خانه سازمانهای مردمنهاد، بستری برای گفتوگوی میان پژوهشگران، فعالان فرهنگی و علاقهمندان به تاریخ فراهم میآورد؛ فضایی که میتواند زمینه طرح پرسشهای تازه، تبادل تجربه و توجه بیشتر به منابع کمترشناختهشده را فراهم کند.
پیوند میان «میدان کاوش» و «کتابخانه سفرنامهها» را باید یکی از مسیرهای مؤثر برای شناخت همهجانبه گذشته دانست. یافتههای باستانشناسی بدون توجه به زمینههای تاریخی ممکن است با ابهامهایی همراه باشند و روایتهای مکتوب نیز بدون سنجش با شواهد میدانی، لزوماً تصویری کامل از واقعیت گذشته ارائه نمیکنند.
ازاینرو، بهرهگیری همزمان از دادههای باستانشناختی، اسناد تاریخی، سفرنامهها و تاریخ شفاهی میتواند به بازخوانی دقیقتر گذشته خوزستان کمک کند؛ گذشتهای که شناخت آن نهتنها برای پژوهشگران، بلکه برای تقویت حافظه تاریخی و پاسداشت میراث فرهنگی این سرزمین نیز اهمیت دارد.
انتهای پیام/
نظر شما